قالب وبلاگ


ای اف جی پامیر ......afgpamir
 
Authors
 

بازهم روح الله نیکپادر المپک 2012 برنز گرفت

نیکپای تکواندو را از سن ۱۰ سالگی در کابل آغاز کرد. در پی جنگ افغانستان، خانوادهٔ او به اردوگاه‌های پناهندگان افغان در ایران مهاجرت کردند. پس از آن او به عضویت تیم تکواندوی پناهندگان افغان در ایران درآمد. او در سال ۱۳۸۳ به کابل بازگشت و تمریناتش را برای آماده سازی مسابقات المپیک پی‌گرفت. روح الله نیکپا تکواندو کار انجمن بنیان گذاران تکواندو پومسه در افغانستان در مسابقات آزاد کره که در آن بیشتر از ۳۰ کشور شرکت داشتند، با شکست دادن ورزشکارانی از کویت، بلژیک و ژاپن مقام سوم را به دست آورد. این برد زمینه شرکت وی در دور مسابقات تکواندوی آسیا در ویتنام را فراهم ساخت که در این مسابقات نیکپا حریفانی از کشورهای پاکستان، تاجیکستان، قرقیزستان، تایلند و ایران را شکست داد و مدال نقره این دوره مسابقات را بدست آورد و سهمیه شرکت در بازی‌های المپیک را برای افغانستان به دست آورد. او در بازی‌های المپیک ۲۰۰۸ با برتری مقابل خوان آنتونیو راموس اسپانیایی قهرمان دوبارهٔ جهان به مدال برنز دست یافت.

نیکپا در شب شهادت حضرت علی در لندن توانست مدال برنز منهای ۶۸را از ان خود گرداند.

رقیب بریتانیایی نیکپا(5-3)

روح الله نیکپا، تکواندو کار افغانستان با شکست رقبای بریتانیایی، جمهوری افریقای مرکزی، پولندی با عبور از رقابت های طاقت فرسای پی هم توانست برنده مدال برونز شود. نیکپا، رقیب قدرتمند بریتانیایی اش را با امتیاز 5-3 شکست داد.

رقیب جمهوری افریقای مرکزی نیکپا(14-2)


روح الله نیکپا، تکواندوکار افغانستان توانست با امتیاز بالا - 14-2 - رقیبش از جمهوری افریقای مرکزی اش را شکست داد.

رقیب ایرانی نیکپا(0-1)

برنده شدن محمد معتمد باقری، رقیب ایرانی نیکپا در مقابل حریف اش بعد از شکست نیکپا، راه را برای نیکپا باز کرد تا برای دریافت مدال برونز به بازی بپردازد. اکنون او باید دو مسابقه را در مقابل جمهوری مرکزی افریقا و برندۀ مسابقه بین ایالات متحده و اوکراین به نفع خود تمام کند تا در مدال برونز حاصل کند.

رقیب پولندی نیکپا(12-5)

روح الله نیک پا در دور اول مسابقات در وزن 68 کیلوگرام وارد میدان شد. او توانست در سه روند رقابت با حریف پولندی خویش با امتیاز 12 مقابل 5 غالب آید.

ولی در روند دوم بخت با نیک پا یاری نکرد و در مقابل حریف ایرانی خود در روند چهارم 4 مقابل 5 شکست خورد. اگر چه یک تعداد زیادی از دوست داران و تکواندو کاران مخالف قانون به اصطلاح نمرۀ طلایی استند، این موضوع واضح نیست که این قانون بر اساس چه نیازمندی هنوز هم در رقابت های تکواندو وجود دارد.
 

این مدال را به همه مردم افغان تبریک می گوییم.

[ جمعه بیستم مرداد 1391 ] [ 4:47 ] [ ]

.................................................................................................................................

بگذار

گنجشک‌های خرد

در آفتاب مه‌آلود

بعد از ظهر زمستان‌

به تعبیر بهار بنشینند

و گل‌های گلخانه‌

در حرارت ولرم والر

به پیشواز بهاری مصنوعی بشکفند

سلام بر آنان‌

که در پنهان خویش‌

بهاری برای شکفتن دارند

و می‌دانند

هیاهوی گنجشکهای حقیر

ربطی با بهار ندارد

حتی کنایه‌وار

بهار غنچة سبزی است‌

که مثل لبخند باید

بر لب انسان بشکفد

بشقاب‌های کوچک سبزه‌

تنها یک «سین‌»

به «سین‌»های ناقص سفره می‌افزاید

بهار کی می‌تواند

این همه بی‌معنی باشد؟

بهار آن است که خود ببوید

نه آن‌که تقویم بگوید.

                                                                   سلمان هراتی

.................................................................................................................................... 

«بهار» از کلمات پرکاربرد در شعر بيدل است . اما اين کاربرد نسبتاً وافر تنها بدين واسطه نيست که شاعر همانند ديگر شاعران زبان فارسي توجهي خاص به اين فصل دارد. البته بهار فصل محبوب شاعران ما بوده است و اين خود دلايلي دارد که در اين مقام بدان نمي پردازيم .

بيدل هم در بسيار جاي ها از اين منظر به بهار نگريسته است .

امروز نوبهار است

اين مطلع يکي از غزلهاي زيباي اوست :

امروز نوبهار است ، ساغرکشان بياييد

گُل ، جوش باده دارد تا گلستان بياييد

و در اين بيت شاعر ميان يار و بهار مقارنتي يافته است :

يار شد بي پرده ، ديگر تاب خودداري که راست ؟

اي رفيقان ! نوبهار آمد، کنون ديوانه ام

و در اين بيت يک رندي جالب ديده مي شود. بالاخره با نو شدن حيات ، همه موجودات قابليتهاي خود را به نمايش مي گذارند. پس زاهد هم بايد با تزوير به ميدان آيد.

بهار آمد، تو هم اي زاهد بي درد! تزويري

چمن گل ، شيشه قلقل ، يار مستي ، من جنون کردم

و بالاخره يکي از بهترين تک بيت هاي بيدل با محوريت بهار، بيت زير است که در آن گلهايي که مي رويند، نامه هايي دانسته مي شود که از سوي ياران رفته از دل خاک به ما فرستاده شده است :

بهار، نامه ياران رفته مي آيد

گلي که وا کند آغوش ، در برش گيريد

کاربرد گسترده واژه «بهار»

از اينها گذشته دو غزل مستقل با رديف «بهار» هم در غزليات او مي توان يافت که بدانها اشاره خواهيم کرد.

اما اين تنها بخشي از «بهارستايي » بيدل است . ما يک کاربرد گسترده واژه «بهار» را هم در شعر او شاهديم ، آن هم در مواردي که شاعر ما بهار را نه به معني فصل اول سال ، که در يک معني مجازي هم به کار مي برد و آن به مفهوم مطلق ِ «خرمي » و «نشاط» است . مثلاً در اين بيتها بهار بيشتر همين معني مجازي «خرمي و فرخندگي » را دارد.

اي نسيم از کوي جانان مي رسي ، آهسته باش

همرهت بوي بهاري هست و من ديوانه ام

بهار آن دل که خون گردد به سوداي گل رويي

ختن فکري که بندد آشيان در حلقه مويي

بر فرق عزت تو نزيبد گلي دگر

اي خاک ! گر بهار کني ، نقش پا شوي

بهار داشتن!

بر اساس همين نگرش است که شاعر ما در بسيار جاي ها مصدر «بهار داشتن » را به معني «خرم بودن »، «فرخنده بودن »، «بانشاط بودن »، «جلوه داشتن » و امثال اينها به کار مي برد و اين به واقع ايجاد يک ظرفيت معنايي جديد براي اين کلمه است . مثلاً در بيتي ديگر از همان غزل «امروز نوبهار است ...» مي خوانيم :

امروز آمدنها چندين بهار دارد

فردا که راست اميد تا خود چه سان بياييد؟

و اين «چندين بهار دارد»، مجازاً يعني «چندين خرمي و فرخندگي دارد»

چقدر بهار دارد سوي دل نگاه کردن

به خيال قامت يار، دو سه سرو آه کردن

و «بهار دارد» يعني «نيک و خوشايند است ».

اين نوع کاربرد «بهار داشتن » را در آن دو غزل با رديف «بهار» که پيشتر ذکرشان رفت هم مي بينيم :

از گل و سنبل به نظم و نثر سعدي قانعم

اين معاني در گلستان بيشتر دارد بهار

در اينجا «دارد بهار» يا «بهار دارد» فعلي مرکب است به معني «جلوه دارد». يعني «اين معاني ، در گلستان بيشتر جلوه دارد» (منظور کتاب گلستان سعدي است ). اگر چنين فرض نکنيم و «بهار» را فاعل جمله بگيريم ، يعني بگوييم «بهار اين معاني را در گلستان دارد» معني بيت تباه مي شود. اين هم مثالهايي ديگر.

شبنم ما را به حيرت آب مي بايد شدن

کز دل هر ذره ، طوفاني دگر دارد بهار

يعني «از دل هر ذره ، طوفاني ديگر جلوه دارد» يا «از دل هر ذره طوفاني برخاسته است .»

بي فنا نتوان گلي زين هستي موهوم چيد

صفحه ما گر زني آتش ، شرر دارد بهار

يعني «اگر صفحه ما را آتش بزني ، از آن شرر برمي خيزد»

از خزان آيينه دارد صبح تا گل مي کند

جز شکستن نيست رنگ ما، اگر دارد بهار

يعني «رنگ ما اگر جلوه اي دارد، همان شکستن است ».

زخم دل عمري است در گرد نفس خوابانده ام

در گريباني که من دارم سحر دارد بهار

يعني «در گريبان من ، سحر جلوه دارد»

 

                                                              محمدکاظم کاظمي

[ دوشنبه هفتم فروردین 1391 ] [ 11:31 ] [ ]

حمید رحیمی، بوکسر افغانستانی با غلبه بر حریف بيلاروسی اش، قهرمان مسابقات اتحادیۀ بوکس جهانی (WBU) در بخش آزاد شد.

گفته می شود که رحیمی توانست حریف خود روسلان رودیچ روسی را در هشت روند مسابقه ضربه فنی شکست دهد.

مجیب الله رحمانی، سخنگوی کمیته ملی المپیک گفت که این مسابقه در شهر هامبورگ کشور آلمان برگزار شد.

پاینده اختری، رییس فدراسیون مشت زنی افغانستان گفت: این مسابقه کاملا حرفه ای برگزار شد و حریف حمید رحیمی دارنده کمربند جهانی بود.

آقای پاینده افزود که با پیروزی حمید رحیمی در این مسابقه، این ورزشکار کشورمان به عنوان مشت زن حرفه ای توانست با ضربه فنی حریفش را شکست دهد و قهرمان در سطح جهان معرفی شود.

مجیب الله رحمانی اظهار داشت: آقای رحیمی در این مسابقه، به خوبی درخشیده و بعد از هشت روند روسلان رودویچ از کشور بیلا روس را شکست داد.

در عین حال، اتحادیه ورزشکاران مقیم اروپا نیز در وب سایت خود این قهرمانی را تائید کرده و آن را تلاش زیاد رحیمی عنوان کرده است.

همچنین آقای اختری گفت: با این پیروزی، جایگاه مشت زنی افغانستان در سطح دنیا نیز تغییر کرده و حریفان بزرگ ما واقعیتی به نام افغانستان را در رقابت های مشت زنی باور کرده اند.

رییس فدراسیون مشت زنی افزود که شرکت یک ورزشکار افغانستانی از قشر اناث به مسابقات المپیک 2012 لندن قطعی شده و به همین ترتیب سه ورزشکار دیگر نیز قرار است که در دور نهایی این مسابقات در 14 حمل سال جدید، در شهر آستانه قزاقستان برگزار مسابقه دهد.

پاینده اختری می گوید که قهرمانی حمید رحیمی، پس از 69 سال اولین عنوان قهرمانی جهان را برای افغانستان به ارمغان آورده و یک دستاورد خوب برای کشور است.

                                 گرفته شده از سایت http://www.afghanpaper.com/

 

[ سه شنبه نهم اسفند 1390 ] [ 18:28 ] [ ]
باسلام .......تسلیت می گویم

انسان مخلوق خداست وخدا اورا اشرف مخلوقات قرار داد و وجود انسان ارزش دارد هیچ کس حق نداردجان انسان را از او بگیرد.
پس ملتی که استقلال نداشته باشد و یک اجنبی در کشور او هر کار زشتی را انجام دهد. (مسلمان بکشد و قرانی که معجزه پیامبر اسلام است را ... )
بدون این که به ان ملت جواب بدهد.

انسان هايي که فطرت و انسانيت خود را فراموش کرده اند، دست  به چنين اعمالي مي زنند. چرا که فطرت انساني اين است که بر عقايد ديگران احترام گذاشته شود.

مااین عمل زشت رامحکوم می کنیم.

 

                                                                               با تشکر مدیریت سایت

[ دوشنبه هشتم اسفند 1390 ] [ 12:25 ] [ ]

[ سه شنبه بیست و هفتم دی 1390 ] [ 21:15 ] [ ]

                           استعدادهاي ما ضايع مي گردد، كسي پاسخ گونيست

 

    تحصيلات مهاجرين افغاني درمقاطع مختلف درايران فراز و نشيب هاي زيادي داشته است، پس ازاشغال افغانستان توسط ارتش سرخ شوروي سيلي از مهاجرين افغاني به سوي ايران سرازير شدند، اين مهاجران تا سال 1360 از حق هيچ آموزشي برخوردار نبودند وفرزندان آنان از رفتن به مكتب محروم بودند، درسال 1360 درملاقاتي كه رهبرشهيداستادعبدالعلي مزاري با مرحوم آقاي محمد علي رجايي رئيس جمهوروقت ايران داشت ازآقاي رجايي خواست تا فرزندان مهاجرافغاني را به مدرسه  دولتي بگيرند، او نيز طي حكمي به وزارت معارف ايران  دستور داد تا از فرزندان مهاجر افغاني در مدارس دولتي ايران ثبت نام نمايند تا آنان نيز از تحصيلات ضروري بازنمانند.

            فرزندان مهاجرافغاني ازاين سال به بعد به مكتب رفتند و تا سال 1368 به مرحله اي رسيدند كه تعداد زيادي از آنان از دبيرستان(ليسه) هاي ايران فارغ شده بودند وآرزوداشتند كه در دانشگاهها به تحصيلات عالي راه پيدا كنند، اما اين اين امكان براي آنان ميسر نبود و مانع بزرگ برسر راه شان قرار داشت، آنان نمي توانستند به دانشگاههاي ايران درس بخوانند . در اين مرحله نيز رهبر شهيداستاد مزاري حلال مشكل گرديد. در سال 1368 حزب وحدت اسلامي در باميان تشكيل گرديد و رهبر شهيد در راس يك هيئت عالي رتبه اين حزب به ايران آمدند تا دفاتراحزاب شيعي را در ايران در يك دفتر ادغام نمايند. ايشان در ملاقات با مقامات جمهوري اسلامي ايران مسئله تحصيلات عالي فرزندان مهاجر افغاني را در ايران مطرح كرد و از مقامات ايراني گلايه كرد كه دانشجويان افغاني در مراكز آموزش عالي پاكستان درس مي خوانند و مشكلي ندارند اما درايران چنين اجازه اي براي دانشجويان افغاني داده نشده است و از اين مقامات خواست تا نسبت به پذيرش دانشجويان مهاجر افغاني در دانشگاههاي ايران اقدام نمايند. مقامات جمهوري اسلامي ايران اين تقاضا را پذيرفتند و راه ورود به دانشگاههاي ايران را از طريق كنكور سراسري براي داوطلبان مهاجر افغاني باز گذاشتند. ازاين سال به بعد آنان نيز در رقابت سخت كنكور شركت مي كردند و آناني كه قبول مي شدند در دانشگاههاي ايران مشغول به تحصيل مي شدند. اين روند تا سال 1382 ادامه داشت، اما پس از سقوط رژيم طالبان از كابل و استقرار حكومت قانوني درافغانستان مقامات جمهوري اسلامي ايران اعلام كردند كه از اين پس از دانشجويان افغاني كه از طريق كنكور پذيرفته مي شوند، هزينه تحصلي در يافت مي شود و تحصيلات عالي ديگر براي آنان رايگان نيست. از آن جاييكه اكثريت مطلق مهاجرين افغاني در ايران زير خط فقر زندگي مي كنند و توان پرداخت هزينه تحصيلات عالي فرزندان شان را نداشتند، اكثريت كساني كه ديپلم داشتند از ادامه تحصيل باز ماندند.هم اكنون دهها هزاران جوان مهاجرداراي ديپلم درايران زندگي مي كنند كه به دليل فقرونداشتن هزينه تحصيلي دركنكورسراسري در ايران شركت نتوانسته اند و يا دهها مهاجر پس از شركت و قبولي دركنكورازادامه تحصيلات بازمانده اند.

            از اوايل دهه هفتاد، مسئله بورسيه براي دانشجويان افغاني مطرح گرديد، در ابتدا دانشگاه بين المللي امام خميني قزوين تعدادي از دانشجويان افغاني را بورسيه كردند  و هزينه بورسيه را دولت ايران مي پرداخت، براي و رود به اين دانشگاه و قبولي براي بورسيه واسطه ويا معرف نقش اساسي داشت و متاسفانه روند بورسيه در همان آغاز به انحراف كشانده شد و از واسطه ها كه در ابتدا به عنوان اهل خبره استفاده مي شد آنان از اين فرصت سود جويي كردند و بدون اينكه لياقت ها و تواناي ها را در نظر بگيرند، بر اساس رفاقت ها و روابط هاي فاميلي وقومي، حتي كساني را براي بورسيه معرفي كردند كه صنف 12 را هم تمام نكرده بودند. اين افراد براي ادامه تحصيل در دانشگاه با مشكلات فراواني روبه روبودند، از آن جايي كه بورسيه بودند، با نمرات بسيار پايين به تحصيلات شان ادامه مي دادند، برخي از اين واسطه ها با وعده ها ووعيدها از متقاضيان پول مي گرفتند و سر انجام آناني كه پول گزاف داده بودند، در دانشگاه معرفي مي گرديدند و فقيران از اين نعمت محروم مي شدند.

        روند بور سيه در همان ابتدا  مورد اعتراض بسياري از جوانان مهاجر افغاني بود كه صنف 12 را تمام كرده بودند.

        پس ار سقوط طالبان، روند بورسيه مسير ديگري را طي كرد، جمهوري اسلامي ايران وعده داد كه  500 ميليون دالر براي بازسازي و توسعه افغانستان كمك مي كند و بيشترين اين كمك ها در راستاي آموزش عالي و بهبود و توسعه فر هنگي در اين كشور خواهد بود، برهمين اساس روند بورسيه درايران رونق تازه گرفت  و سالانه بايد صدها دانشجوي افغاني بايد در دانشگاههاي ايران بورسيه مي شدند.درابتدا مقامات وزارت آموزش عالي جمهوري اسلامي ايران و وزارت خارجه اين كشور اعلام كردند كه از جوانان مهاجر افغاني كه ديپلم دارند امتحان كنكور گرفته مي شود و قبول شدگان در رشته هاي مختلف بورسيه مي شوند. اين طرح بهترين راهكار براي بورسيه دانشجويان افغاني بود، زيرا افرادي كه توانايي و لياقت داشتند از طريق آزمون كنكور پذيرفته مي شدند و كسي هم از اين روش اعتراضي نداشت. اما متاسفانه اين روند يك يا دوسال بيشتر ادامه نيافت و اعتراضاتي از سوي واسطه هاي قبلي و نيز دولت افغانستان بوجود آمد. وزارت تحصيلات عالي افغانستان خواهان آن بود كه دانشگاههاي  جمهوري اسلامي ايران، كساني را براي بورسيه قبول كنند كه از سوي اين وزارت خانه معرفي مي گردند، به همين منظور چند هيئت از كابل به ايران آمدند، اما اين هيئت ها به جاي آنكه راهكار درست و عملي ارئه دهند، بيشتر در راستاي كار شكني گام برداشتند و باعث تشديد اختلاف و مختل شدن جريان بورسيه گرديد. بيشترين جر وبحث ميان نمايندگان دانشجويان افغاني و هيئت بود، هيئت مي گفتند كه دانشجويان بورسيه شده بايد از كابل انتخاب و به ايران اعزام شوند، اما نماينده دانشجويان اصرار داشتند كه اين بورسيه براي مهاجرين افغاني در ايران بايد در نظر گرفته شوند، زيرا اكنون راه ورود به دانشگاه از طريق كنكور سراسري به روي آنان بسته شده و هر سال هزاران جوان مهاجر افغاني از دبيرستان و پيش دانشگاهي  فارغ مي شوند و ديپلم مي گيرند، تنها راه ورود آنان به دانشگاه همين بورسيه است و بس. دولت افغانستان نبايد اين حق را از آنان سلب كند.اما وزارت تحصيلات عالي افغانستان هيچ توجهي به اين خواسته ها نكردند وبا برخوردغيرواقع بينانه، اصرار كردند كه بورسيه ها بايد از كابل معرفي شود و كساني كه مايلند بورسيه  شوند، بايد به افغانستان آمده در كنكور شركت كنند و اگر مستحق بودند در ايران بورسيه خواهند شد.

            مقامات تحصيلات عالي ايران نيز به هيئت افغاني گفتند كه كساني كه از كابل معرفي مي شوند،ما مجبوريم براي آنان به مدت يكسال دوره فوق العاده پيش دانشگاهي برگذاركنيم و ممكن است همه آنان در اين دوره قبول نشوند، اما ديپلمه هاي افغاني درايران به راحتي مي توانند در دانشگاه به تحصيلات شان ادامه دهند و با نمرات عالي فارغ گردند  وازآنان خواستند تا اولويت را به مهاجرين افغاني بدهند.اما متاسفانه اين استدلال ها به گوش مقامات تحصيلات عالي افغانستان نرفت. تعدادي از دانشجويان بازهم از هيئت و مقامات عالي وزارت تحصيلات خواهش كردند كه هزاران داوطلب افغاني در ايران هستند كه تنها شانس ورود شان به دانشگاه بورسيه است، در حاليكه از كابل كشورهاي  مختلف هند، چين، كشورهاي اروپايي و آمريكا و... بورسيه مي كنند، شما بخشي از بورسيه هارا براي مهاجرين افغاني اختصاص دهيد، متاسفانه اين هم به نتيجه نرسيد و وزارت تحصيلات عالي افغانستان گفتند كه فقط 20% بورسيه ايران حق مهاجرين باشد و بقيه از كابل معرفي خواهند شد. سر انجام با با لا گرفتن اختلافات روند بورسيه در ايران مختل و متوقف شد و هزاران جوان ديپلمه افغاني درايران از تحصيلات عالي محروم ماندند.         

             يكي از مهاجرين افغاني كه كارگر بود گفت، من 5 فرزند دارم يك يك پسر و يك دخترم ديپلم دارند، پسرم در كنكور شركت كرد وقبول شد، اما به دليل فقر ادامه تحصيل داده نتوانست، دخترم خيلي علاقه داشت كه در كنكور شركت كند، اما از آن جاي كه پول نداشتم  شركتش در گنكور هم بي فايده بود و من اجازه ندادم كه در كنكور شركت كند، من يگ كارگرم اين همه پول را از كجا بياورم كه بچه هايم درس بخوانند، سه فرزند ديگرم هركدام در دوره هاي ابتدايي، راهنمايي(ثانوي) و دبيرستان مشغول تحصيل هستند، من پولي را كه از بابت درس هاي آنها از من مي گيرند داده نمي توانم چه رسد كه پول دانشگاه آنان را بدهم. اوگفت، تمام بچه هايش از هوش و استعداد سرشاري برخوردارند و در هر مقطع تحصيلي با نمرات عالي قبول شده اند، اما چه كنم كه من يگ كارگرافغاني ام و نمي توانم خرج تحصيل بچه هار بدهم. او آه سختي كشيد و گفت، هيچ دولتي نيست كه از ما حمايت، دولت افغانستان به جاي آنكه مشكلات را حل كند بر مشكلات و بدبختي هاي ما اضافه مي كند و جلو رفتن بچه هاي مهاجر را به دانشگاه مي گيرد. مگرما افغاني نيستيم  و از اين آب وخاك نيستيم كه بچه هاي مارا بورسيه نمي كنند.

              آقاي احساني دانشجوي فوق ليسانس علوم سياسي مي گويد، متاسفانه تنش هاي قومي و تنگ نظري هاي نژادي سبب شد كه بورسيه تحصيلي را از مهاجرين افغاني بگيرند، مقامات تحصيلات عالي افغانستان خيال مي كردند، اگر سهميه بيشتري به مهاجرين داده شود ممكن است هزاره ها بيشتر بورسيه شوند، اولا كه اين خيال باطلي بود زيرا ديپلمه هاي زيادي از افغان هاي مهاجر غير هزاره  درايران هستند و آنان هم در ايران بي سرنوشت مانده اند، و بازهم اگر عدالتي در كار باشد چرا دانشجويان هزاره در كابل از كمترين سهميه بورسيه  برخوردار هستند؟ اصلا چرا دراعطاي بورسيه مسايل قومي دامن زده شود، بايد به جاي اين مسايل لياقت ها در نظر گرفته شود ولوازهر قومي كه باشد. او پيشنهاد داد كه براي آنكه لياقت ها آشكار شود براي بورسيه ايران همزمان از افغانها در ايران و كابل با نظارت مقامات  تحصيلات عالي ايران  كنكور برگزار شود و هر كس از هر قومي كه باشد رتبه قبولي را آورد، بورسيه شوند.

              آقاي قاسمي فارغ التحصيل ليسانس حقوق مي گويد، ما قرباني تنگ نظري ها و تعصبات قومي شديم و حق مهاجرين در اينجا ضايع گرديد. هرساله هزران جوان مهاجر در ايران از صنف 12 فارغ مي شوند، در اين مرحله انسان در اوج شكوفايي استعداد قرار دارد، اما آنان ناگهان با يك شوك مواجه مي شوند و موانع زيادي را براي ادامه تحصيل پيش روشان مي بينند كه قابل حل نيست، مجبور مي شوند دست به سخت ترين كارگري بزنند كه ميان افغانهاي مهاجردرايران رايج است، كه معمولا در اين كارها بي سواد و با سواد فرقي نمي كند، هر كس زور بيشتر داشت درآمد بيشتر دارد، 15 متر در زير زمين كانال فاضلاب حفر كردن را فقط افغانهاي مهاجر انجام مي دهند و هيچ ايراني حاضر به اين كار نمي شود، بعد ازاين يك جوان 12پاس افغاني مجبور است كانال فاضلاب حفر كند و اين يعني قرباني شدن استعداد هاي نسل افغاني. او گفت تاپيش از اين كه دولت قانوني در افغانستان نداشتيم، وضعيت ما بهتر از اين بود، اما حالا كه دولت قانوني در كشور آمده، بر مشكلات ما مي افزايد به جاي انكه آن را حل كند.

               خانم زهرا سجادي دختر مهاجر ديپلمه اي است كه از دانشگاه باز مانده است، در حاليكه اشك مي ريزد مي گويد، ما افغاني ها چقدر بد بختيم، حتي بورسيه اي كه خارجي ها به ما داده بود، از آن به دليل تعصبات قومي و نژادي نتوانستيم درست استفاده كنيم و آن را از دست داديم. او گفت كه من دو سال است براي بورسيه تلاش كردم اما موفق نشدم، همه در ها برويم بسته شده بود، اگردر كنكورهم قبول شوم خانواده ام آن قدر پول ندارد كه هزينه تحصيل مرا بدهد.

             خانمي كه در كنار او ايستاده بود با ناراحتي گفت: خدا لعنت كند كساني را كه باعث شدند بورسيه تحصيلي در ايران متوفق شود، استعداد هاي ما هدر ميرود و كسي هم پاسخ گو نيست.

            به هر حال هم اكنون هزاران جوان ديپلمه  افغاني در ايران هستند كه درهاي  دانشگاه بروي شان بسته است و هيچ روزنه اميدي ندارند تا به دانشگاه رفته تحصيل نمايند.  

           

        

     محمد اسحاق فياض

       12.12.06

[ دوشنبه نوزدهم دی 1390 ] [ 14:57 ] [ ]
 

به نام خدا

 

این نام همایشی بود که روز شنبه 1390.10.10ساعت 13 با حضور تعدادی ازنمایندگان پارلمان و کاردار فرهنگی کشور افغانستان، دانشجویان ، طلاب و فرهنگیان منطقه دو درسالن آمفی تئاتردانشگاه علوم پزشکی کاشان برگزارشد.

 محور های همایش:

     - تحلیل واقعه عاشورا 1390 در افغانستان

     بررسی تحولات و چشم انداز ده ساله فرهنگ وهنردر افغانستان

     - بررسی توانمندی مهاجرین در پیشبرد فرهنگ و هنر وبازسازی افغانستان

ساعت 14با چند ایاتی از کلام الله مجید اغاز گرید.و بعد ازان دکتر مازوچی  که میزبان این همایش بودند سخنرانی کردند.

معاونت دانشجویی فرهنگی دانشگاه علوم پزشکی کاشان در این همایش ضمن تشکر از برگزار کنندگان این همایش گفت : آن چیزی که باعث شده در ا ین دانشگاه حضور به هم رسانیم اعتقاد به دین مبین اسلام ، قرآن و دین حضرت محمد (ص ) و مسائل مشترک امت اسلامی است که پرچم آن به عنوان یک نیروی قدرتمند برفراز جهان و کشورهای اسلامی به اهتزاز درآمده است.

مازوچی گفت: با زبان و دین مشترکی که با کشور افغانستان داریم می توانیم به راحتی مسائل خود را مطرح کنیم.

وی گفت : هر زمان که نام افغانستان به ذهن ما خطور می کند مقاومت و پایداری مردمان این کشور در مقابل سختی هایی که متحمل شدند برایمان تداعی می شود.

 

یکی از نمایندگان پارلمان جمهوری اسلامی افغانستان در این جلسه ضمن عرض خیرمقدم به حضار و دانشجویان، طلاب و فرهنگیان، از تمامی مسئولین فرهنگی جمهوری اسلامی ایران علی الخصوص مسئولین دانشگاه علوم پزشکی کاشان و برگزار کنندگان همایش قدردانی کرد.

حجت الاسلام و المسلمین غلامحسین ناصری سخنان خود را با ابیاتی در وصف وطن آغاز کرد و گفت: هم اکنون سر سفره خون یک میلیون شهید نشسته ایم و مسئولیت فوق العاده سنگینی روی دوش ما قرار دارد.

وی افزود: ویرانه های به جای مانده از سه دهه تجاوز پی در پی به افغانستان علی الخصوص در تجاوز طالبان جز با دستان توانمند دانشجویان فرهیخته ای که از سرمایه های ملی افعانستان در ایران به شمار می آیند ساخته نخواهد شد.

وی ادامه داد: مداخلاتی که طی سی سال در امور افغانستان وجود داشته علی الخصوص در دوران تجاوز طالبان، باعث از بین رفتن زیر ساختهای این کشور شده است.

نماینده پارلمان جمهوری اسلامی افغانستان اظهار داشت گفت: با توجه به نظام سیاسی افغانستان با تمام چالش ها و موانع، قانون اساسی تببین شده در 162 ماده در بعد های مختلف گام بسیار مهمی در مسیر تحول فرهنگی افغانستان می باشد.

وی افزود: در کابل 3 و نیم میلیون نفر زندگی می کنند که بیش از یک میلیون آنها در مقطع دانشگاه مشغول به تحصیل می باشند و در سال گذشته 75 هزار نفر از 140 هزار نفر شرکت کننده در کنکور سراسری در مقاطع تحصیلی دانشگاه و دبیرستان پذیرفته شده اند و برآنیم که این ظرفیت را افزایش دهیم.

وی دیگر تحول فرهنگی افغانستان را آزادی بیان معرفی کرد و گفت :در چهار چوب آزادی بیان 30 تا 33 شبکه تلویزیونی آزاد در افغانستان وجود دارد که زیر نظر وزارت اطلاعات مشغول به فعالیت می باشند.

حجت الاسلام ناصری، تاسیس وزارت امور زنان و توجه به امور بانوان را از دیگر تحولات عمده فرهنگی افغانستان برشمرد.

وی در پایان خطاب به سرمایه های ملی افغانستان در ایران گفت: دانشجوی عزیز از فرصتها خوب استفاده کن که تو به عنوان یک سرمایه ملی حرکت خوبی داشته ای و برای ساخت افغانسان سرافراز عنصر مهمی هستی.
 

در ادامه رایزن فرهنگی سفارت افغانستان در ایران اظهار داشت: بسیاری از مؤسسان مراکز علمی در افغانستان اساتید فرهیخته و توانمند پرورش یافته در ایران هستند.


اسدالله امیری افزود: این افراد نه تنها در دانشگاه‌های دولتی به خدمتگزاری مشغول هستند بلکه مؤسس بیش از ده‌ها دانشگاه جدید در افغانستان هستند.

وی خاطرنشان کرد: دانشگاه‌های بزرگی چون دانشگاه ابن سینا، کاتب، ناصر خسرو، خواجه عبدالله انصاری که با یک نگرش بلند، همسو و همگرا تأسیس شده‌اند ملجأ و مرکز علمی و فرهنگی برای علاقمندان به علم و فرهنگ و تحصیل هستند.

به گفته وی، بسیاری از مهاجران افغانی که با هزاران مشکل به کسب علم، آگاهی و معرفت پرداخته‌اند با دغدغه خدمت به انسانیت، به افغانستان بازگشتند و در بسیاری از بیمارستان‌ها، شفاخانه‌ها، ملجأ درمانی مردم هستند.

امیری تصریح کرد: این افراد در هر نقطه‌ای از کشور افغانستان، دانشگاه‌هایی را ایجاد کردند و در این دانشگاه‌ها بستر آموزش و تعلیم و تربیت هم‌میهمنان خود را فراهم کردند.


وی با اشاره به نقش فارغ‌التحصیلان مهاجر افغانستان در فعالیت سیاسی این کشور عنوان کرد: دو تن از فرزانگان پارلمانی کشور افغانستان(صادقی نیلی‌زاده و ناصری) نمادی از این افراد فرهیخته در پارلمان هستند.


این مسئول یادآور شد: بیش از 40 نفر که از فضا و بستر فرهنگی و علمی ایران استفاده کرده اند در حال حاضر در کنار د‌هها نفر از افرادی که از دنیای مهاجرت با توانمندی برگشتند در نهاد پارلمان تصمیمات ملی و بین‌المللی کشور ما را می‌گیرند و سیاست‌های کلان جامعه ما را تبیین می‌کنند.


به گفته وی، بیش از 20 درصد از تصمیم‌گیرندگان ما در پارلمان افغانستان افراد مهاجری هستند کهپس ازتحصیلات و توانمند شدندر ایران به کشور بازگشتند.

به گفته وی، مهاجران توانمند دانشجویی که سانتریفیوژ چند محوری را اختراع کردند و اکنون نیز اعلام کردند دو اختراع دیگر در دست دارند نشانگر هوش و استعداد مهاجرانی است که ابوریحان‌ها و گوهرشادهای آینده این کشور هستند.

[ دوشنبه دوازدهم دی 1390 ] [ 19:56 ] [ ]

 

  حادثه عاشورای کابل

 


ادامه مطلب
[ یکشنبه بیست و هفتم آذر 1390 ] [ 20:24 ] [ ]
‌طلسم غربتم امشب شكسته خواهد شد
و سفره‌ای كه تهی بود، بسته خواهد شد
همان غریبه كه قلك نداشت‌، خواهد رفت
‌و كودكی كه عروسك نداشت‌، خواهد رفت‌

منم تمام افق را به رنج گردیده‌،
منم كه هر كه مرا دیده‌، در گذر دیده
‌منم كه نانی اگر داشتم‌، ز آجر بود
و سفره‌ام ـ كه نبود ـ از گرسنگی پر بود
به هرچه آینه‌، تصویری از شكست من است‌
به سنگ ‌سنگ بناها، نشان دست من است
‌ اگر به لطف و اگر قهر، می‌شناسندم‌
تمام مردم این شهر، می‌شناسندم

طلسم غربتم امشب شكسته خواهد شد
و سفره‌ام كه تهی بود، بسته خواهد شد
غروب در نفس گرم جاده خواهم رفت‌
پیاده آمده بودم‌، پیاده خواهم رفت‌

چگونه باز نگردم‌، كه سنگرم آنجاست‌
چگونه‌؟ آه‌، مزار برادرم آنجاست‌
چگونه باز نگردم كه مسجد و محراب‌
و تیغ‌، منتظر بوسه بر سرم آنجاست
‌ اقامه بود و اذان بود آنچه اینجا بود
قیام‌بستن و الله اكبرم آنجاست‌
شكسته‌بالی‌ام اینجا شكست طاقت نیست
‌كرانه‌ای كه در آن خوب می‌پرم‌، آنجاست
‌ مگیر خرده كه یك پا و یك عصا دارم‌
مگیر خرده‌، كه آن پای دیگرم آنجاست‌

شكسته می‌گذرم امشب از كنار شما
و شرمسارم از الطاف بی‌شمار شما
من از سكوت شب سردتان خبر دارم‌
شهید داده‌ام‌، از دردتان خبر دارم‌
تو هم به‌سان من از یك ستاره سر دیدی‌
پدر ندیدی و خاكستر پدر دیدی‌
تویی كه كوچه غربت سپرده‌ای با من‌
و نعش سوخته بر شانه برده‌ای با من
‌تو زخم دیدی اگر تازیانه من خوردم
‌تو سنگ خوردی اگر آب و دانه من خوردم‌

اگرچه مزرع ما دانه‌های جو هم داشت
‌و چند بته مستوجب درو هم داشت
‌اگرچه تلخ شد آرامش همیشه تان
اگرچه كودك من سنگ زد به شیشه تان‌
اگرچه متهم جرم مستند بودم‌
اگرچه لایق سنگینی لحد بودم
‌ دم سفر مپسندید ناامید مرا
ولو دروغ‌، عزیزان‌! بهل كنید مرا
تمام آنچه ندارم‌، نهاده خواهم رفت‌
پیاده آمده‌بودم‌، پیاده خواهم رفت
‌ به این امام قسم‌، چیز دیگری نبرم‌
به‌جز غبار حرم‌، چیز دیگری نبرم‌
خدا زیاد كند اجر دین و دنیاتان‌
و مستجاب شود باقی دعاهاتان
‌ همیشه قلك فرزندهایتان پر باد
و نان دشمنتان ـ هر كه هست ـ آجر باد

 

سروده زیبا از محمد کاظم کاظمی





[ جمعه بیستم آبان 1390 ] [ 10:20 ] [ ]
دا وطن افغانستان دی   دا عزت د هر افغان دی
کور د سولې کور د تورې   هر بچی یې قهرمان دی
دا وطن د ټولو کور دی   د بلوڅو د ازبکو
د پښتون او هزاره وو   د ترکمنو د تاجکو
ورسره عرب، ګوجر دی   پامیریان، نورستانیان
براهوی دی، قزلباش دی   هم ایماق، هم پشه ېان
دا هیواد به تل ځلیړی   لکه لمر پرشنه آسمان
په سینه کې د آسیا به   لکه زړه وی جاویدان
نوم د حق مودی رهبر   وایو الله اکبر وایو الله اکبر

معنی به فارسی

این کشور افغانستان است   این عزت هر افغان است
خانهٔ صلح، خانهٔ شمشیر   هر فرزندش قهرمان است
این کشور خانهٔ همه است   از بلوچ، از ازبک
از پشتون و هزاره   از ترکمن و تاجیک
هم عرب و گوجر است   پامیری‌ها، نورستانی ها
براهویی است و قزلباش است   هم ایماق و پشٌه‌ای ها
این کشور همیشه تابان خواهد بود   مثل آفتاب در آسمان کبود
در سینهٔ آسیا   مثل قلب جاویدان
نام حق است ما را رهبر   بگو الله اکبر، بگو الله اکبر


[ جمعه یازدهم شهریور 1390 ] [ 11:52 ] [ ]
.: Weblog Themes By Iran Skin :.

About

به نام خدا
با سلام .
این وبلاگ کاملا شخصی است مارااز نظرات خود بهره مند سازید.

با تشکر مدیریت afgpamir
Custom

آی پی رایانه شما :

تماس با ما